احمد منزوى
1626
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
« فريبرز » شاهزادهء « عكه » كه به يارى امير حمزه شتافت . « مقبل حلبى » راهزنى كه مغلوب امير حمزه مىشود . « هومان » پسر بهمن كه از امير حمزه شكست مىخورد . . . مشترك 6 / 933 به تفصيل ، با چهار نام بالا و منسوب به شاه ناصر الدين محمد ( 19 نسخه ) با تحريرهاى گوناگون كه در بخش داستانها آمده است ؛ نسخهها 5 / 3684 « حمزهنامه : اسمار حمزه » ( 10 نسخه ) ؛ ذريعه 8 / 36 « داستان امير حمزه » يا قصهء « حمزه ، يا رموز حمزه » ، همانجا 11 / 252 « رموز حمزه » ، همانجا 19 / 161 « مثنوى حمزهنامه » ؛ مشار 2 / 1821 « حمزهنامه ، قصهء حمزه » همان چاپ شعار ، 2634 « رموز حمزه » ( 4 چاپ ) ، همانجا 3 / 3160 « شاهزاده حمزه » ( 2 چاپ ) ؛ پيشگفتار چاپ « قصهء حمزه » از جعفر شعار كه داستان را از حمزه عموى پيامبر ( ص ) مىداند ؛ كشف الظنون 2 / 1327 « قصهء اسكندر » كه در آنجا از داستان حمزه سخن رفته است ؛ افشار 3 / 24 ، 509 گفتار دكتر غروى ؛ ترجمهها 262 كه سه ترجمهء آن را به زبان اردو نشان داده است دو چاپى و يك نسخهء خطى ، 335 براى ترجمهء پشتويى آن ؛ سبكشناسى 1 / 284 كه در آنجا از « مغازى حمزه » ى خارجى نام برده كه گمان مىرود ريشهء همين داستان حماسى باشد ؛ نشريه 4 / 293 « حمزهنامهء منظوم » ؛ آصفيه 2 / 1276 ؛ محمودآباد 274 « داستان امير حمزه » ؛ نوشاهى ، چاپى 2 / 1210 « داستان امير حمزه » . حمزهنامه : داستان امير حمزه . ترجمهى پشتويى از احمد اكبرپورى . به نظم . ترجمهها 355 . حمزهنامه - بخش داستانها 1 / 324 . حملهء احمدى . عبد الواحد - نبىنامه . حملهء حسينى . اوچى ، قمى ، عبد المجيد ، متخلص به « سيد » معروف به بلبل حسينى ( د 1314 ق ) ، حماسهى دينىست در پيرامون دو هزار بيت . ذريعه 19 / 161 « مثنوى حملهء حسينى » ، همانجا 9 / 699 « ديوان عبد المجيد » و نام اين كارش . حملهء حسينى . تتوى ، محسن - اعلام ماتم . حملهء حسينى . جهانگير نگرى ، غلام على رضوى . سرودهء 1263 ق / 1847 م . حماسهء دينى در رويداد كربلا . مشترك 8 / 1055 ( نامش ) ؛ ذريعه 7 / 91 ، همانجا 19 / 162 « مثنوى . . . » ؛ استورى ، تاريخ 224 ؛ برگل 2 / 977 . بانكيپور 3 / 267 ش 439 ؛ ثلاثه 26 ، 160 ؛ مرآت العلوم 1 / 88 . حملهء حيدرى : تكملهء حمله حيدرى باذل . آزاد كشميرى ، ارجمند فرزند عبد الغنى بيگ قبول ( د 1134 ق / 1 - 1722 م ) . از پايان « دلگشانامه » ى او برمىآيد كه وى تهرانى بوده و از زندگى در كشمير دلتنگ شده است . پس از سرودن « حملهء حيدرى » تخلص خود را از « آزاد » به « جنون » برگردانده است . وى پس از سرودن « دلگشانامه » كه در 1131 ق / 1719 م به انجام رسانده بود . به خواهش فخر الدين محمد خان ، پسر عموى باذل ، به دنبال كردن « حملهء حيدرى » پرداخت . پس از ستايش پروردگار ، نعت سيد المرسلين ، ساقىنامه ، در سبب نظم كتاب مىگويد : اشارت شد از خان گردون جناب * - محمد به نام و لقب